مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، پژوهشکده سلامت، دانشگاه علوم پزشکی بابل، بابل، ایران.
چکیده: (7 مشاهده)
درگذشت زندهیاد حسن جاویدی، استاد پیشکسوت علم اطلاعات و دانششناسی و از چهرههای برجسته حوزه سازماندهی اطلاعات، تنها فقدان یک استاد برای خانواده، شاگردان و همکاران او نیست؛ از دست رفتن بخشی از حافظه علمی و حرفهای نسلی است که دانش سازماندهی اطلاعات را با دقت، نظم و مسئولیتپذیری از او آموختند. جاویدی برای بسیاری از دانشجویان، نامی آشنا در آموزش ردهبندی، بهویژه ردهبندی دهدهی دیویی و نظامهای سازماندهی اطلاعات بود؛ اما آنچه از روایت شاگردان و همکارانش برجای مانده، فراتر از محتوای درس است. یکی از شاگردانش، سالها پس از دوران دانشجویی، هنوز از جزوهها و یادداشتهای او برای آموزش و کار حرفهای استفاده میکند و از تمرینهایی یاد میکند که هر کدام با هدف آموختن نکتهای عمیق در سازماندهی اطلاعات طراحی شده بودند.
دوست و همکار دیرین او، دکتر فتاحی، نیز در روایتی از بیش از پنج دهه دوستی و همکاری، تصویری از استادی ارائه میکند که در کنار توان علمی، انسانی گرم، مسئولیتپذیر و اثرگذار بود؛ کسی که در شکلگیری آموزش علم کتابداری و اطلاعرسانی در دانشگاه فردوسی مشهد نیز نقشی قابل توجه داشت. اما شاید اکنون، درگذشت چنین استادی، پرسشی مهمتر را پیشروی ما قرار دهد؛ پرسشی که مستقیماً با ماهیت علمسنجی ارتباط دارد:
1- اثرگذاری علمی یک استاد را چگونه باید اندازه گرفت؟
2- آیا میتوان میراث علمی یک استاد را در تعداد مقالات، میزان استنادها، شاخص h، همکاریهای علمی یا جایگاه او در شبکههای استنادی خلاصه کرد؟
3- اگر پاسخ این پرسش مثبت است، تکلیف استادی که دهها و صدها دانشجو را آموزش داده، شیوه درست اندیشیدن و کار علمی را به آنان آموخته، نسلهایی از متخصصان را تربیت کرده و دانش و تجربهاش سالها پس از بازنشستگی در کلاسهای درس و محیطهای حرفهای بازتولید شده است، چیست؟
4- کدام شاخص علمسنجی میتواند اثر یک تمرین دقیق، یک تذکر علمی، یک روش درست آموزش یا حتی منش حرفهای استادی را که مسیر فکری یک دانشجو را تغییر داده، اندازهگیری کند؟
این پرسش، نفی علمسنجی نیست؛ برعکس، دعوتی است به تأمل درباره مرزهای آن. علمسنجی ابزار قدرتمندی برای شناخت و اندازهگیری بخش مهمی از ارتباطات و بروندادهای علمی است؛ اما آنچه اندازهگیری میشود، لزوماً تمام آن چیزی نیست که در علم «اثرگذاری» نامیده میشود.
استنادها، بخشی از حافظه رسمی علماند؛ اما شاگردان، همکاران و نسلهای پس از یک استاد، حافظه انسانی و آموزشی علم را شکل میدهند. شاید اگر روزی بخواهیم «اثرگذاری واقعی» استادانی چون حسن جاویدی را بسنجیم، لازم باشد به جای پرسش: چند مقاله نوشتهاند؟ شاخص h ایشان چند است؟ باید از خود بپرسیم که چند اندیشه را شکل دادهاند؟؛ چند دانشجو را تعلیم دادهاند و چند نسل علمی از دانشی که آنان منتقل کردهاند، بهره بردهاند؟
بعضی استادان را میتوان در فهرست مقالات و استنادهایشان جستوجو کرد؛ اما بعضی دیگر را باید در حافظه شاگردانشان یافت. زندهیاد حسن جاویدی از همین دسته بود. او از بین ما رفت، اما بخشی از دانش، دقت، اخلاق حرفهای و خاطراتی که در ذهن و زندگی شاگردانش به جا گذاشت، همچنان ادامه خواهد داشت؛ و شاید این ماندگاری، خود یکی از مهمترین شکلهای اثرگذاری علمی باشد که هنوز برای آن شاخص دقیقی نداریم. همه آنچه ارزشمند است، الزاماً قابل شمارش نیست؛ و همه آنچه قابل شمارش است، الزاماً تمام ارزش را روایت نمیکند.
یاد و نام استاد حسن جاویدی گرامی باد.
نوع مطالعه:
یادداشت سردبیر |
موضوع مقاله:
علم سنجی دریافت: 1405/7/8 | پذیرش: 1405/9/1 | انتشار الکترونیک: 1405/9/1